Business is booming.

تعریف توانمند سازی

چگونه می توانیم توانمندی های خود را مدیریت کنیم؟

0 40

چگونه می توانیم توانمندی های خود را مدیریت کنیم؟ – تعریف توانمند سازی
بنظر شما مدیریت توانمندی های خود چگونه می باشد؟

مدیریت توانمندی ها

مدیریت توانمندی ها چیست؟!
چگونه می توانیم توانمندی های خود را مدیریت کنیم؟!

در ابتدا در این درس از دوره استعدادیابی توانا تعریف دقیق تری از توانمندی را با هم در زیر مرور می کنیم تا مشخصه های توانمندی ها را بهتر مورد بررسی قرار داده باشیم. هر چه توانمندی بیشتری در خود کشف کنیم توانایی های بیشتری خودشان را به ما نشان خواهند داد. تحلیل کردن خودمان کمی به تمرین و تمرکز نیاز دارد که البته با شیرینی نتیجه اش همراه است.
مدیریت توانمندی های خود و پیروزی در آن

منظور همان رفتارها و احساساتی است که موجب پیروزی دائمی ما می شود. مثل آن که اگر هر روز عادت به چانه زنی داریم و از این روش برای تخفیف گرفتن و یا حتی جا زدن در صف ها را داریم! چانه زنی یکی از تکنیک هایی است که چه در خرید های روزانه و چه در مذاکرات شرکت های بزرگ با هم و یا حتی مذاکراتی که کشور های مختلف بر سر موضوعات گوناگون با هم انجام می دهند.
مدیریت توانمندی های خود و لذت درونی از آن

این اعمال در ما حس کشش درونی را به وجود می آورند. این که فردی حتی ساعت ۱۲ شب پشت میز کار خود نشسته و مشغول حسابرسی های شرکت است و یا روزهای تعطیل هفته را در شرکت به سر می برد خود نشانه علاقه غریزی در ماست. باید آگاهی مان را در مورد این غریزه های درونی بالا ببریم.
مدیریت توانمندی های خود و آموزش پذیری

گیرایی سریع در یادگیری یکی از مولفه هایی است که نشانه ای از استعداد را در ما نمایان می کند. ضمن آن علاقه به بیشتردانستن و رضایت از بودن در محیط های آموزشی مرتبط با آن فعالیت خاص همین طور است.

در ادامه نحوه کشف و اندازه گیری توامندی هایمان را خواهیم آموخت و شروع به کندوکاو در درونمان خواهیم کرد. اولین کاری که باید بکنیم این است آن چیزی که در خود داریم را بنویسیم. طبق دو مرحله زیر پیش برویم:
مرحله ی اول کشف و اندازه گیری توانمندی هایمان:
پیدا کنیم و دقیق شویم

هر آن چه در خود می بینیم و یا از قبل به یاد داریم را بنویسیم. به عنوان مثال ما در ارتباطات خوبیم. حالا باید خود را زیر ذره بین بگذاریم تا جزییات بیشتری به دست آوریم. حتی اگر خوشمان نمی آید! به مرور زمان این کار به عادت تبدیل خواهد شد.
یکی از لذت بخش ترین تفریحاتی که تا به حال داشته ایم. بنویسیم که در چه هنگامی و چه زمانی و در چه شرایطی این اتفاق می افتد. مثلا شاید ما فقط با همکاران مان خوش برخورد هستیم. ممکن است این همکاران فقط آن هایی باشند که از قبل با آن ها آشنایی داشته ایم. شاید هم برعکس فقط با همکارانی خوش برخورد هستیم که تازه وارد مجموعه ما شده اند. یکی دیگر از توانمندی های ما شاید ایجاد انگیزه در بقیه باشد؛ اما چه موقع؟! موقعی که آن ها انگیزه کمی دارند؟! یا انگیزه خوبی دارند و ما فقط می خواهیم سرعت آن ها را زیادتر کنیم؟!
بنابراین تمام توامندی های مان را بنویسیم و تمام ریزه کاری ها را درباره ی آن ها یادداشت کنیم.
این نکته را به یاد داشته باشیم ممکن است ما در حوزه ی توانمندی های مان فردی رقابت طلب باشیم و یا این که در مدیریت فردی کلی نگر اما در آموزش دیدن فردی ریز بین باشیم. با « توانا » می آموزیم تمام رفتارها و احساسات خودمان را در موقعیت های مختلف بنویسیم و از آن ها نهایت بهره را ببریم.

تمرین:
برای دقیق شدن سوالات زیر را از خودتان بپرسید:
-این فعالیت دقیقا درباره ی چیست؟!
-چرا این فعالیت را انجام می دهم؟!
-این فعالیت را در مورد چه کسانی انجام می دهم؟!
-این فعالیت را چه وقتی انجام می دهم؟!

 

مرحله ی دوم کشف و اندازه گیری توانمندی هایمان:
به کار بگیریم

حال باید بدانیم که از توانمندی های مان چگونه و کجا باید استفاده کنیم. قرار نیست زندگی مان را درجا تغییر دهیم و یا شغل مان را عوض کنیم. این اقدام را فعلا فقط خود تحلیل گری بنامیم. حال در قدم بعدی به سوالات زیر پاسخ دهیم:

۱. این توانمندی ها در کجا به یاری ما خواهد شتافت: مثلا اگر ما فردی هستیم که علاقه ی زیادی به بچه ها داریم و می توانیم با آن ها به خوبی همراه و همگام شویم. شاید همین الان ما در فروشگاهی مشغول هستیم می توانیم به قسمت فروش لوازم کودک منتقل شویم. بنابراین پاسخ دهیم:
توانمندی من در چه بخشی از شغل من تاثیر می گذارد؟!

۲. برای حضور در نقشی که چنین فعالیتی در آن مزیت حساب می شود چه مهارت های جدیدی لازم است؟ مثلا برای حضور در قسمت فروش برای لوازم مربوط به کودکان به جز برخورد با کودکان ما باید مادر و پدر ها را برای خرید متقاعد کنیم و باید مهارت های متقاعد سازی را یاد بگیریم. بنابراین پاسخ دهیم:
چه مهارت هایی برای ارتقای این توانمندی نیاز دارم؟!

بنابراین ما همواره به دنبال پیدا کردن توانمندی ها و تبدیل آن به عملکرد هستیم. می خواهیم دریابیم که این احساس و یا تفکر ما چه کمکی می تواند به دنیای بیرون بکند. چگونه می توان با آن ارزش تولید کرد که هم حال خوبی داشته باشیم و هم نتیجه ی مثبتی بابت آن ببینیم. با آن ثروت تولید کنیم و دنیا را به مکانی بهتر تبدیل کنیم.

طی آمار موسسه گالوپ حدودا ۴۰ درصد غربی ها اعتقاد دارند که برای موفقیت باید زندگی را بر مبنای توانمندی ها بنا کرد و بقیه آن ها معتقدند که باید به رفع نقایص پرداخت و با آن ها مبارزه کرد تا به توانمندی تبدیل شوند. جالب این است که این آمار در شرق به ۲۵ درصد کاهش پیدا می کند. با توجه به این که ما در شرق زندگی می کنیم موقعیت بسیار خوبی است که از رقبای مان جلو بزنیم.
تبدیل این توانایی ها به عادت

البته خیلی نیاز به صرف انرژی نیست زیرا این توانمندی ها در خون ماست. دقیقا مانند ریشه های درخت سی ساله ای که به اعماق زمین رفته و به درخت مقاومت لازم را برای ایستادگی می دهد؛ اما باید به این عادت کنیم که هر روز آن ها را در زمینه های مختلف آزمایش کنیم و دائما هوشیار باشیم تا به محض رویت یک موقعیت جدید بتوانیم به خوبی عمل کنیم.

این که ما بتوانیم یک توانمندی را در خود به شکل یک عادت در بیاوریم یک مهارت است که هر چه زودتر قله های آن را بپیماییم زودتر هم به قله های موفقیت دست پیدا خواهیم کرد. با تمرین و تکرار هر رفتار یا عملی را می توانیم به عادت تبدیل کنیم.
این دقیقا یکی از ویژگی های طبیعی مغز ماست. اگر قرار بود که مغز توانایی تبدیل عادت را نداشته باشد ما مثل آدم آهنی غیر هوشمند می شدیم که فقط برای فوتبال بازی کردن ساخته شده اند و در مسابقات ربوتیک شرکت داده می شوند! تکنیک جایزه دادن که در ادامه به آن خواهیم پرداخت به ما در این امر کمک شایانی خواهد کرد. وقتی برای کاری که انجام می دهیم انگیزه و هدف روشنی داشته باشیم می توانیم با اتصال توانمندی مان برای رسیدن به آن همواره خود را آماده نگه داریم تا از آن ها در جهت رشد و به کمال رسیدن استفاده کنیم.
به خود جایزه بدهیم

این را بدانیم که ذهن ما قابل تربیت است. یکی از بهترین روش هایی که می توانیم برای تربیت و در واقع دادن انگیزه به خودمان انجام دهیم دادن جایزه است.

وقتی جایزه می دهیم مغز ما خوشحال می شود و دوباره با انرژی بیشتری شروع به فعالیت می کند. در این بین حتی این کار باعث ظهور توانمندی های جدید در ما می شود. کوچک ترین موفقیت خود را جشن بگیریم. حتی بعد از خواندن کامل یک کتاب. زمانی که هر توانمندی جدیدی را به یادآوردیم. زمانی که موقعیت جدیدی برای استفاده از آن یافتیم؛ و خلاصه هر موقع که قدم جدیدی برداشتیم به خودمان بسته به اندازه موفقیت جایزه بدهیم و این جایزه می تواند یک لیوان شربت مورد علاقه مان باشد تا رفتن به سفری به جایی که تا به حال ندیده ایم و هر چیز دیگری که به آن علاقه داریم تا ذهنمان را برای یافتن ابعاد جدید از توانمندی های مان آماده کند. حتی در لیست بنویسیم که به خودمان چه جایزه ای داده ایم. در آینده برای مرور شیرینی آن اقدام کنیم. وقتی ما با چشمان خودمان می بینیم که چه توانایی هایی داشته ایم و چه پیشرفت هایی در کارمان کرده ایم انگیزه می گیریم و سرعت بیشتری برای حرکت رو به جلو پیدا می کنیم.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.